آدم و حوا...

   این موضوع که ما منحصربه فردیم ، یه اصل ثابت شده‌ست . بنابراین میشه مطمئن بود که :« مثل من وجود نداره ! »

البته همه اینو می‌دونن ؛ اما بااین حال گاهی به رخ کشیدن این تک بودن (مخصوصا برا رو کم کنیه یه جنس مخالف) حس شیرینی داره !!! می‌فهمم !نیشخند

ولی تا چه حدی ؟ به چه قیمتی ؟

من فکرمیکنم هیچ ارزش و قیمتی بالاتر از عفت و عجب و حیای ذاتی یه دختر نیست!

   کی گفته برای دل شیر داشتن و قوی بودن باید مرد بود یا ظاهر و رفتار مردونه داشت؟! «مرد بودن هنر نیست ؛ همونطور که قوی بودن به زوربازو نیست .»

خدا « آدم وحوا » رو مکمل هم خلق کرد تا هردوشون کنار هم برای بشر الگو باشن . مکمل یعنی تکمیل کننده ، یعنی کاملا متفاوت !

   ما متفاوت هستیم ، اما هنر متفاوت بودن وقتی ظاهر میشه که بتونیم ویژگی‌های مختص خودمونو تقویت کنیم یا راحت‌تر بگم : تفاوت‌هایی رو که با جنس مخالف‌مون داریم حفظ کنیم نه اینکه اونارو ضعف ببینیم و باهاشون بجنگیم !

     دختر و پسر همیشه دو پایه و اساس برای رقابت نیستن . اونا فقط مکمل‌ان .

بهتره گاهی اوقات قدرت بدنی یه مرد رو که باعث شایستگی‌ اون برای انجام بعضی کارها میشه قبول کنیم !

   لبخند سرشار از شور یک دختر رو تو صورت هیچ پسری نمیشه پیدا کرد ! درست مثل رگ غیرتی که فقط تو گردن یه پسر میتونه به جوش بیاد . البته ما دخترام این عضو رو داریم ؛ ولی تقریبا به عنوان دکور! (با این حال بازم مهم داشتنه که ما داریم!!!) بیاید با خودمون روراست باشیم !

 

   اگه شکست نبود ، دنبال موفقیت نمیرفتیم...

   اگه پایان نبود ، کسی منتظر آغاز جدید نمی‌شد...

   اگه مرگ نبود ، لذت واقعی زندگی کردن رو نمی‌فهمیدیم...

   اگه بی‌وفایی نبود ، کسی مفهوم حقیقی عشق رو درک نمی‌کرد...

   اگه قهر نبود ، شوق آشتی وجود نداشت...

   اگه خیانت نبود ، هیچ وقت وابستگی معنی پیدا نمی‌کرد...

   اگه تنهایی نبود ، برای پر کردن جای خالی تلاشی نمی‌کردیم...

و حالا که دنیا با دوستی سیاه و سفیدها زیبا شده ، چرا این زیبایی‌ها رو از همدیگه دریغ کنیم؟! پس ما برای چی زنده‌ایم اگه نخوایم زندگی رو برای هم آسون‌تر کنیم؟!

 

   هم میشه با خوبی‌ها ،در کنار همه‌ی بدی‌ها شاد بود و هم میشه با سرکوب همیشگی بدی‌ها ، خوبی‌ها رو ندید . هم میشه از همه‌ی تلخ و شیرینی‌های زندگی درس گرفت و لذت برد ، هم میشه مدام برای شیرین شدن بیشتر تلاش کرد تا جایی که دیگه نه نفسی بمونه برای ادامه دادان و نه راهی برای رفتن !

پس «من» وقتی «ما» میشه که بخوایم ! حالا شما چی میخواید ؟!

« زندگی خیلی جدی نیست ، شوخی را جدی‌تر بگیرید ! » آندرو متیوس

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
bahar9674

واقعا که حرف نداشت[تایید] بیا منو تو بشیم ما!نظرت چیه؟[متفکر]

bahar9674

ببین قضیه داره عمیق می شه هاااااااا[نگران] می ترسم مخابرات نذاره دیگه واست نظر بذارم[عصبانی] پس بیا ساکت شیم[ساکت][ماچ]