اگر دوباره زندگی می‌کردم...

قطعه‌ی زیر رو یک پیرمرد 85 ساله در آستانه‌ی مرگ نوشته که یه کمی با پست قبلی هم ارتباط داره :

   « اگر می‌توانستم یک بار دیگر زندگی کنم ، سعی می‌کردم بیشتر اشتباه کنم ، بی عیب و نقص نباشم ، بیشتر استراحت می‌کردم . خیلی چیزها بود که آن‌ها را نباید جدی می‌گرفتم ، باید دیوانه‌تر می‌بودم .

   اگر یک بار دیگر به دنیا می‌آمدم ، بیشتر شانس خود را امتحان می‌کردم ، بیشتر سفر می‌کردم ، قله‌های بیشتری را فتح می‌کردم ، در رودخانه‌های بیشتری شنا می‌کردم ، به نقاط تازه‌تری می‌رفتم و بیشتر بستنی می‌خوردم .

      با مشکلات حقیقی رو به رو می‌شدم و مشکلات خیالی را کنار می‌گذاشتم .

   می‌دانید ، من از آن دسته آدم‌هایی بودم که همیشه با دماسنج ، کیسه‌ی آب جوش ، و بارانی و چترنجات سفر می‌کردم . اگر بار دیگر متولد می‌شدم ، سبک‌تر به مسافرت می‌رفتم .

   اگر زندگی باردیگر تکرار می‌شد، در سپیده‌دم روزهای بهاری ، با پای برهنه پیاده روی می‌کردم و در پاییز تا دیروقت به خانه برنمی‌گشتم . بیشتر چرخ‌وفلک سواری می‌کردم ، طلوع خورشید را بیشتر تماشا می‌کردم و با بچه‌ها وقت بیشتری می‌گذراندم . فقط اگر بار دیگر تکرار می‌شد …

      اما می‌دانید که نمی‌شود !»

 

حالا چشماتو ببند و آروم باز کن… ؛ به این فکرکن که زندگی برای تو یک بار دیگه تکرار شده ! تو چیکار میکنی؟!

واقعا زندگی ارزش این‌همه تلاش کردن رو داره؟! معلومه که نه ! این ما هستیم که به زندگی ارزش میدیم !

ارزش زندگی شما چقدره؟! زندگی کردن ارزش بیشتری داره یا زندگی پیداکردن ؟!

 شما بگید...!

/ 9 نظر / 34 بازدید
bahar9674

آررره زندگی باید کرد از نظر من زندگی کردن ارزش بیشتری داره[گل] نظر تو چیه؟[سوال]

امیر

خیلی متن هات قشنگه. هر جا هستی باش دلت خوش وهمیشه شاد باشی امیدوارم این بار جوابم را بدی

امیر

:-! ;-)

امیر

به نظر من همه می توانند معنای واقعی عشق را حس کنن اگه قدم اول را بر دارن وتا آخرش برن این عشق صمیمی ومحکم تر نیز خواهد تا جایی که هیچ احدی نتواند این عشق را بدزدد یا ... اینم آخرین یاد داشتی. است که بهت دادم دیگه ;-) بای بای امیر

عاشق تنها

[دلشکسته]

amir

[چشمک][گل]

amir

[سبز]

نگار

قشنگ بووود![نیشخند]